عز الدين حسينى زنجانى
23
شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى)
به جرم دادخواهى پدران شان ، بىعفت نمود و لباس ننگ بر اندام شان پوشانيد و آزمندان دنيا پرست را در برانداختن خاندان نبوت و ريشه كن ساختن درخت بارور رسالت و اسير كردن اهل حرم نبوت و كشتن ياوران دلير و جان نثارانش تشويق و تحريص نمود . آرى اين چنين ، زادگان گناه و فجور ، آتش كينه توزى و كفر خود را از راه جور به روشندلان سپهر امامت فرو مىنشاندند . گذشت زمان محصول تلخ اين درخت ناميمون را ظاهر ساخت : كشته شدن على مرتضى عليه السلام در محراب عبادت ؛ آسيب ديدن پهلو و نيلگون شدن صورت دختر حبيب خدا صلى الله عليه و آله دريدن كفن ريحانهء پيغمبر با تيرهاى جانگداز ؛ بر بالاى نى رفتن سر ريحانهء دومش ؛ در هم شكستن استخوان ساقهاى هفتمين پيشوا در كنج زندانها سرانجام محروم ساختن جامعه بشريت از ديدار رخسار تو . انگيزهء اين شرح در سالهاى قبل از 1342 ، در ايام فاطميهء اوّل ، در زنجان سه روز بازار تعطيل و مجالس عزا در اغلب مساجد شهر برگزار مىشد و اكثر منابر مساجد را علماى مبرّز شهر اداره مىكردند . و به همين مناسبت در مسجد جامع سيد سه روز مجلس عزا و سخنرانى منعقد مىشد ، و اين حقير سخنرانى مىكرد ، و اغلب ، عنوان بحث ، بخشهايى از خطبهء حضرت زهرا عليها السلام بود . در يكى از شبهاى فاطميه در عالم رؤيا ، نابغهء دهر ، حضرت آية الله حاج شيخ محمد حسين غروى اصفهانى قدس سره صاحب حاشيهء بىنظير كفايهء آخوند خراسانى و مكاسب شيخ اعظم 0 را ، كه در اوان تكليف به دستور حضرت والد قدس سره از ايشان تقليد مىكردم ، ديدم . ايشان به من فرمودند : از صديقهء طاهره عليها السلام براى شما دستورى دارم . ايشان به من فرمودند : به شما بگويم خطبهء آن طاهرهء مرضيه عليها السلام را شرح كنيد . پس از برخاستن در اين خواب كه حاوى بشارت و دستور بود ، از همان ايام